نویسنده: حامد امجدیان
-
حکایت سعدی درباره دزدی از دوست و بخشش | اپلیکیشن نینوایان
درویشی را ضَرورتی پیش آمد، گلیمی از خانهٔ یاری بدزدید. حاکم فرمود که دستش بدر کنند. صاحبِ گلیم شَفاعت کرد که: من او را بِحِل کردم. گفتا: به شفاعتِ تو حدّ شَرعْ فرو نگذارم. گفت: آنچه فرمودی، راست گفتی، ولیکن هر که از مالِ وقف چیزی بدزدد، قطعش لازم نیاید، وَ الْفقیرُ لایَمْلِکُ. هر چه…
-
حکایت سعدی درباره بحث با داناتر و فروتنی | اپلیکیشن نینوایان
هر که با داناتر از خود بحث کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است. چون در آید مِه از تویی به سخن گرچه بِه دانی، اعتراض مکن گرچه بِه دانی، اعتراض مکن بازنویسی حکایت سعدی (بحث با داناتر) به زبان ساده و امروزی سعدی در این حکایت کوتاه، به یکی از مهمترین اصول…
-
حکایت سعدی درباره نقدپذیری و آگاهی از عیبها | اپلیکیشن نینوایان
خطیبی کَریهالصّوت خود را خوشآواز پنداشتی و فریادِ بیهده برداشتی. گفتی نَعیبِ غُرابَالْبَیْن در پردهٔ اَلحانِ اوست، یا آیتِ «اِنَّ اَنْکَرَ الْاَصْواتِ» در شأنِ او. اِذا نَهَقَ الْخَطیبُ اَبُوالْفَوارِسْ لَهُ شَغَبٌ یَهُدُّ اصْطَخْرَ فٰارِسْ مردمِ قَرْیه به علّتِ جاهی که داشت، بَلیّتش میکشیدند و اذیّتش را مصلحت نمیدیدند. تا یکی از خُطبایِ آن اقلیم که…