۵۷۳. برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید

شماره 573

برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید

به بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید

 

به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بود در تن

میان بندد به خدمت روز و شب‌ها این سمر گوید

 

همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی

ولیکن عقل استادست او مشروحتر گوید

 

درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کدیه

ز عرش آید دو صد هدیه چو او درس نظر گوید

 

هزاران سیمبر بینی گشاییده بر او سینه

چو آن عنبرفشان قصه نسیم آن سحر گوید

 

که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید

که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید

 

حدیث عشق جان گوید حدیث ره روان گوید

حدیث سکر سر گوید حدیث خون جگر گوید


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *