۵۰۰. قبله امروز جز شهنشه نیست

شماره 500

قبله امروز جز شهنشه نیست

هر که آید به در بگو ره نیست

 

عذر گو وز بهانه آگه باش

همه خفتند و یک کس آگه نیست

 

نگذارد نه کوته و نه دراز

آتشی کو دراز و کوته نیست

 

در چه طبع تو خیالاتست

یوسفی بی‌خیال در چه نیست

 

چون که گندم رسید مغز آکند

همره ماست و همره که نیست

 

پاره پاره کند یکایک را

عشق آن یک که پاره ده نیست

 

گه گهی می‌کشند گوش تو را

سوی آن عالمی که گه گه نیست

 

شمس تبریز شاه ترکانست

رو به صحرا که شه به خرگه نیست


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *