۳۸۹. چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست

شماره 389

 

چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست

گر چه با من می‌نشینی چون چنینی سود نیست

 

چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود

در میان جو درآیی آب بینی سود نیست

 

چونک در تن جان نباشد صورتش را ذوق نیست

چون نباشد نان و نعمت صحن و سینی سود نیست

 

گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان

چون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست

 

تا ز آتش می‌گریزی ترش و خامی چون پنیر

گر هزاران یار و دلبر می‌گزینی سود نیست


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *