۳۳۸. سماع از بهر جان بی‌قرارست

شماره 338

 

سماع از بهر جان بی‌قرارست

سبک برجه چه جای انتظارست

 

مشین این جا تو با اندیشه خویش

اگر مردی برو آن جا که یارست

 

مگو باشد که او ما را نخواهد

که مرد تشنه را با این چه کارست

 

که پروانه نیندیشد ز آتش

که جان عشق را اندیشه عارست

 

چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید

در آن ساعت هزار اندر هزارست

 

شنیدی طبل برکش زود شمشیر

که جان تو غلاف ذوالفقارست

 

بزن شمشیر و ملک عشق بستان

که ملک عشق ملک پایدارست

 

حسین کربلایی آب بگذار

که آب امروز تیغ آبدارست


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *