۱۱۰. تو بشکن چنگ ما را ای معلا

غزل شماره 110

تو بشکن چنگ ما را ای معلا

هزاران چنگ دیگر هست این جا

 

چو ما در چنگ عشق اندرفتادیم

چه کم آید بر ما چنگ و سرنا

 

رباب و چنگ عالم گر بسوزد

بسی چنگی پنهانیست یارا

 

ترنگ و تنتنش رفته به گردون

اگر چه ناید آن در گوش صما

 

چراغ و شمع عالم گر بمیرد

چو غم چون سنگ و آهن هست برجا

 

به روی بحر خاشاکست اغانی

نیاید گوهری بر روی دریا

 

ولیکن لطف خاشاک از گهر دان

که عکس عکس برق اوست بر ما

 

اغانی جمله فرع شوق وصلیست

برابر نیست فرع و اصل اصلا

 

دهان بربند و بگشا روزن دل

از آن ره باش با ارواح گویا


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *