حکمت ۴۲۵ نهج البلاغه: مسئولیت اغنیا نسبت به فقرا

مسئولیت اغنیا نسبت به فقرا

 

واسطه هاى فيض:

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به نكته مهمى اشاره مى كند و مى فرمايد: «خداوند بندگانى دارد كه نعمت هاى خاصى را به آنان بخشيده تا بندگان ديگر از آن بهره گيرند»; (إِنَّ لِلّهِ عِبَاداً يَخْتَصُّهُمُ اللّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ).

زيرا بندگان ضعيفى پيدا مى شوند كه توانايى مديريت اموال خود را ندارند خداوند اين مديريت را به افرادى مى سپارد كه توان آن را دارند و در واقع سهم بندگان ضعيف را در اختيار بندگان قوى قرار مى دهد تا آن را مديريت كنند و به هنگام نياز به آن ها بپردازند. در واقع آن ها وكيلان خداوند درآن اموال هستند همان گونه كه درحديث قدسى وارد شده است: «المالُ مالى وَالفُقراءُ عِيالى و الأغنياءُ وُكَلائى فَمَن بَخِلَ بِمالى على عِيالى أُدخِلُه النّارَ وَلاأُبالِى; اموال، متعلق به من است و فقرا تحت كفالت من قرار دارند و اغنيا وكيلان من هستند و اگر از دادن اموال من به آن ها كه تحت تكفل من اند خوددارى كنند آن ها را وارد دوزخ مى كنم و اهميتى (به آنان) نمى دهم».[1]

سپس امام(عليه السلام) در ذيل اين گفتار حكيمانه نتيجه گيرى كرده، مى فرمايد: «اكنون كه چنين است مادامى كه از اين نعمت ها به ديگران مى بخشند خدا آن را در دستشان نگه مى دارد اما هنگامى كه آن نعمت ها را از ديگران دريغ دارند از آن ها مى گيرد سپس آن را به گروهى ديگر مى دهد (كه اين وظيفه را انجام مى دهند)»; (فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا; فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ، ثُمَّ حَوَّلَها إِلَى غَيْرِهِمْ).

اين كلام در واقع اخطار شديدى به افراد متمكن و ثروتمند است كه گمان نكنند همه آنچه را خداوند به آن ها ارزانى داشته متعلق به خود آن هاست بلكه خداوند سرپرستى اموال مورد نياز نيازمندان را نيز به آن ها سپرده است.

اگر به وظيفه خود در اين سرپرستى و مديريت عمل نكنند از آن ها مى گيرد و به افرادى كه وظيفه شناس اند مى دهد. حديث قدسى بالا نيز كه فرمود: فقرا تحت تكفل من اند و اغنيا وكلاى من مى باشند اشاره به اين است كه وكيل مادامى مى تواند وكيل باشد كه خيانت در امر وكالت نكند، آن روز كه خيانت كند او را عزل مى كنند و به ديگرى مى سپارند.

گفتار حكيمانه 13 نيز كه امام(عليه السلام) مى فرمايد: «إِذَا وَصَلَتْ إِلَيكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلاَ تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ; هنگامى كه مقدمات نعمت به شما روى آورد دنباله آن را به واسطه قلت شكرگزارى از خود دور نسازيد». مى تواند اشاره اى به همين نكته باشد زيرا يكى از شئوون شكرگزارى نعمت اين است كه ديگران را هم در آن سهيم و بهره مند سازند.
در حديثى كه معاذ بن جبل از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل مى كند مى خوانيم: «مَا عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَى عَبْد إِلاَّ عَظُمَتْ مَئُونَةُ النَّاسِ عَلَيهِ فَمَنْ لَمْ يحْتَمِلْ تِلْكَ الْمَئُونَةَ فَقَدْ عَرَّضَ تِلْكَ النِّعْمَةَ لِلزَّوَالِ; نعمت خداوند بر هيچ بنده اى فزونى نمى يابد مگر اين كه هزينه هاى مردم بر او زياد مى شود كسى كه آن هزينه ها را نپردازد آن نعمت را در معرض زوال قرار داده است».[2]

در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «إِنَّ مِنْ بَقَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ بَقَاءِ الاِْسْلاَمِ أَنْ تَصِيرَ الاَْمْوَالُ عِنْدَ مَنْ يعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ يصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ فَإِنَّ مِنْ فَنَاءِ الاِْسْلاَمِ وَ فَنَاءِ الْمُسْلِمِينَ أَنْ تَصِيرَ الاَْمْوَالُ فِى أَيدِى مَنْ لاَ يعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ لاَ يصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ; يكى از عوامل بقاء مسلمانان و بقاء اسلام اين است كه ثروت ها نزد كسانى باشد كه حق را در آن بشناسند و كارهاى نيك انجام دهند (و به نيازمندان كمك كنند) و يكى از عوامل فناء اسلام و فناء مسلمين اين است كه ثروت ها در دست كسانى باشد كه حق را در آن نشناسند و نيكى نكنند».[3]

مضمون اين گفتار حكيمانه با عبارات مختلف در روايات معصومين(عليهم السلام) بيان شده است.

در حديث ديگرى در كتاب شريف كافى از امام باقر(عليه السلام) آمده است كه فرمود: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَهْلاً مِنْ خَلْقِهِ حَبَّبَ إِلَيهِمْ فَعَالَهُ وَ وَجَّهَ لِطُلاَّبِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيهِمْ وَيسَّرَ لَهُمْ قَضَاءَهُ كَمَا يسَّرَ الْغَيثَ لِلاَْرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيحْييهَا وَيحْيى بِهِ أَهْلَهَا وَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَعْدَاءً مِنْ خَلْقِهِ بَغَّضَ إِلَيهِمُ الْمَعْرُوفَ وَبَغَّضَ إِلَيهِمْ فَعَالَهُ وَحَظَرَ عَلَى طُلاَّبِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيهِمْ وَحَظَرَ عَلَيهِمْ قَضَاءَهُ كَمَا يحَرِّمُ الْغَيثَ عَلَى الاَْرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيهْلِكَهَا وَيهْلِكَ أَهْلَهَا وَ مَا يعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ; خداوند متعال براى كارهاى نيك (و خدمت به مردم) افرادى از خلق خود را قرار داده و انجام آن را محبوب آن ها ساخته و طالبان كمك را به سوى آن ها فرستاده و برآوردن حاجت آنان را براى آن ها آسان نموده همان گونه كه باران در سرزمين خشك تأثير مى گذارد و آن را زنده مى كند و صاحبان زمين به وسيله آن زنده مى شوند و نيز خداوند دشمنانى براى كار نيك از خلقش قرار داده (كه براثر اعمال و نيات سوئشان گرفتار اين دشمنى شده اند) و انجام آن را در نظر آن ها مبغوض ساخته و طلب كردن از آن ها را بر طالبان نيكى ممنوع كرده همان گونه كه باريدن بر (پاره اى از) زمين هاى خشك را بر باران ممنوع كرده تا آن زمين و اهلش هلاك شوند و آنچه خداوند عفو مى كند بيشتر است»[4]. [5]
*****
پی نوشت:
[1]. جامع الاخبار، 80 .
[2]. وسائل الشيعه، ج 11، ابواب فعل المعروف، باب 14، ح 12.
[3]. كافى، ج 4، ص 25، ح 1.
[4]. همان، ح 2.
[5]. سند گفتار حكيمانه: اين كلام نورانى را مرحوم آمدى در غررالحكم با تفاوت هايى آورده كه به احتمال قوى منبع ديگرى غير از نهج البلاغه نزد او بوده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 300)


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *