حکایت سعدی درباره کم‌خوری و صبر در سختی‌ها | اپلیکیشن نینوایان

 

دو درویشِ خراسانی مُلازمِ صحبتِ یکدیگر سفر کردندی. یکی ضعیف بود که هر به دو شب افطار کردی و دیگر قوی که روزی سه بار خوردی.
اتفاقاً بر درِ شهری به تهمتِ جاسوسی گرفتار آمدند. هر دو را به خانه‌ای کردند و در به گِل برآوردند.
بعد از دو هفته معلوم شد که بی‌‎گناهند. در را گشادند. قوی را دیدند مرده و ضعیف جان به سلامت بُرده.
مردم در این عجب ماندند.
حکیمی گفت: خلافِ این عجب بودی، آن یکی بسیارخوار بوده است، طاقتِ بی‌‎نوایی نیاورد، به سختی هلاک شد. وین دگر خویشتن‌‎دار بوده است، لاجَرَم بر عادتِ خویش صبر کرد و به سلامت بماند.
چو کم ‎خوردن طبیعت شد کسی را
چو سختی پیشش آید، سهل گیرد

وگر تن‌‎پرور است اندر فراخی
چو تنگی بیند، از سختی بمیرد


بازنویسی حکایت سعدی (دو درویش و سختی‌کشی) به زبان ساده و امروزی

سعدی در این حکایت پرمعنا، داستان دو درویش را روایت می‌کند که یکی کم‌خور و دیگری پرخور بود. هر دو به اتهام جاسوسی زندانی می‌شوند و پس از دو هفته، آن که پرخور بود، به دلیل گرسنگی می‌میرد و آن که کم‌خور بود، زنده می‌ماند.

حکیمِ این داستان، دلیل این ماجرا را چنین توضیح می‌دهد که کسی که عادت به کم‌خوری دارد، در سختی‌ها و گرسنگی، صبر و تحمل بیشتری دارد و به راحتی جان سالم به در می‌برد. اما کسی که در آسایش، به پرخوری و تن‌پروری عادت کرده است، وقتی با سختی و تنگدستی روبرو می‌شود، طاقت نیاورده و از بین می‌رود.

نتیجه اخلاقی حکایت:

– کم‌خوری و قناعت، انسان را در برابر سختی‌ها مقاوم و صبور می‌کند.
– پرخوری و تن‌پروری، انسان را ضعیف و ناتوان می‌سازد.
– عادت به آسایش و رفاه، تحمل سختی را دشوار می‌کند.
– انسان باید خود را به صبر و قناعت عادت دهد تا در روزهای سخت، تاب بیاورد.
– زندگی همیشه یکنواخت نیست؛ سختی‌ها و آسایش‌ها جای خود را عوض می‌کنند.
– بهترین راه برای گذر از سختی‌ها، عادت به کم‌خوری و ساده‌زیستی است.


💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *