
شاه از بهر دفع ستمکاران است و شحنه برای خونخواران و قاضی مصلحت جوی طراران. هرگز دو خصم به حق راضی پیش قاضی نروند.
چو حق معاینه دانی که می بباید داد
به لطف به که به جنگاوری به دلتنگی
خراج اگر نگزارد کسی به طیبت نفس
به قهر از او بستانند و مزد سرهنگی
بازنویسی حکایت سعدی (عدالت و قهر) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت، به یکی از مهمترین مباحث اجتماعی و سیاسی یعنی **عدالت و نقش حکومت در اجرای آن** اشاره میکند. او میگوید که وجود شاه، قاضی و نیروی انتظامی، برای جلوگیری از ظلم، خونریزی و کلاهبرداری است. اما نکتهٔ جالب این است که هیچوقت دو طرف دعوا که هر دو به حق راضی هستند، به دادگاه نمیروند. یعنی وقتی دعوا به قاضی و دادگاه میرسد، قطعاً یکی از طرفین ظالم است و دیگری مظلوم.
سعدی سپس سفارش میکند که اگر کسی میداند باید حقی را بدهد (مثلاً بدهی یا مالیات)، بهتر است این کار را با مهربانی و رضایت انجام دهد، تا به جنگ و دعوا و دلتنگی نیانجامد. در غیر این صورت، اگر کسی با خوشقلبی حق را ندهد، مجبور میشود به زور آن را بپردازد و هزینهٔ زور و اجبار هم بر عهدهٔ خودش خواهد بود.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– حکومت برای دفع ستم و برقراری عدالت است.
– دعوا وقتی به دادگاه میرسد که یکی از طرفین ظالم باشد.
– بهتر است حقوق دیگران را با مهربانی و رضایت بدهیم، نه با جنگ و زور.
– اگر کسی با خوشقلبی حق را ندهد، به زور از او میستانند.
– پرداخت هزینهٔ اجبار و زور، بر عهدهٔ کسی است که حق را نداده است.
– انسان عاقل، با مهربانی و رضایت، حق دیگران را میدهد تا به جنگ و دعوا نیفتد.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید