ای شده چون سنگ سیاهی صبور پیش دروغ همه لبخندها بسته چو تاریکی جاویدگر خانه به روی همه سوگندها من ز تو باور نکنم، این تویی؟ دوش چه دیدی، چه شنیدی، به خواب؟ بر تو، دلا! فرخ و فرخنده باد دولت این لرزش و این اضطراب زندهتر از این تپش گرم تو عشق ندیده ست و نبیند دگر پاکتر از آه تو پروانهای بر گل یادی ننشیند دگر
دیدگاهتان را بنویسید