متن سعدی

 

دست و پا بریده‌ای هزار پایی را بکشت صاحب دلی برو بگذشت و گفت سبحان الله با هزار پای که داشت چون اجلش فرا رسید از بی دست و پایی گریختن نتوانست

 

چو آید زپی دشمن جان ستان

ببندد اجل پای اسب دوان

 

در آندم که دشمن پیاپی رسید

کمان کیانی نشاید کشید

 


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *