
رفیقی داشتم که سالها با هم سفر کرده بودیم و نمک خورده و بی کران حقوقِ صحبت ثابت شده، آخر به سببِ نفعی اندک، آزارِ خاطرِ من روا داشت و دوستی سپری شد و با این همه از هر دو طرف دلبستگی بود که شنیدم روزی دو بیت از سخنان من در مجمعی همیگفتند:
نگارِ من چو در آید به خندهٔ نمکین
نمک زیاده کند بر جراحتِ ریشان
چه بودی ار سرِ زلفش به دستم افتادی
چو آستینِ کریمان به دستِ درویشان
طایفهٔ درویشان بر لطفِ این سخن نه، که بر حسنِ سیرتِ خویش آفرین بردند و او هم در این جمله مبالغه کرده بود و بر فوتِ صحبتِ قدیم تأسّف خورده و به خطایِ خویش اعتراف نموده. معلوم کردم که از طرفِ او هم رغبتی هست؛ این بیتها فرستادم و صلح کردیم:
نه ما را در میان عهد و وفا بود؟
جفا کردیّ و بدعهدی نمودی
به یک بار از جهان دل در تو بستم
ندانستم که برگردی به زودی
هنوزت گر سرِ صلح است باز آی
کز آن مقبولتر باشی که بودی
بازنویسی حکایت سعدی (دوستی گسسته و صلح دوباره) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت، داستان دوستی قدیمی را روایت میکند که به خاطر سود ناچیزی، از او آزرده شده و دوستیشان به هم خورده است. با این حال، در دل هر دو، علاقه و دلبستگی باقی مانده بود. زمانی که سعدی میشنود که آن رفیق، اشعارش را در مجلسی میخواند و به خطای خود اعتراف میکند، متوجه میشود که او هم به آشتی تمایل دارد. پس با فرستادن ابیاتی، صلح را آغاز میکند و دوستی دوباره برقرار میشود.
سعدی در این حکایت، به زیبایی نشان میدهد که دوستیهای واقعی، حتی پس از دلآزاری و گسست، همچنان ارزشمندند و با یکدیگر، بخشش و عذرخواهی، میتوان دوباره آنها را احیا کرد. او همچنین به این نکته اشاره دارد که اگر کسی به خطای خود اعتراف کند و پشیمان شود، نزد دیگران مقبولتر و محبوبتر خواهد بود.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– دوستیهای واقعی، با یک دلآزاری ناچیز از بین نمیروند.
– بخشش و عذرخواهی، میتواند دوستیهای گسسته را دوباره احیا کند.
– اعتراف به خطا، نشانهٔ بزرگی و صداقت است و انسان را مقبولتر میکند.
– نباید به خاطر سودهای کوچک، دوستیهای بزرگ را از دست داد.
– صلح و آشتی، همیشه بهتر از کین و دشمنی است.
– شعر و ادب، میتواند پلی برای وصل دوبارهٔ دلها باشد.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید