بیمارم، مادر جان میدانم، میبینی میبینم، میدانی میترسی، میلرزی از کارم، رفتارم، مادر جان میدانم، میبینی گه گریم، گه خندم گه گیجم، گه مستم و هر شب تا روزش بیدارم، بیدارم، مادر جان میدانم، میدانی کز دنیا، وز هستی هشیاری، یا مستی از مادر، از خواهر از دختر، از همسر از این یک، و آن دیگر بیزارم، بیزارم، مادر جان من دردم بی ساحل تو رنجت بی حاصل ساحر شو، جادو کن درمان کن، دارو کن بیمارم، بیمارم، بیمارم، مادر جان
دیدگاهتان را بنویسید