شکست مارکسیسم در تفسیر چگونگی پیدایش جامعه سرمایه داری

شکست مارکسیسم در تفسیر چگونگی پیدایش جامعه سرمایه داری   در درس گذشته، ناتوانی مارکسیسم را در تفسیر پیدایش جوامع بردگی و فئودالی و روابط حاکم بر آنها بیان نمودیم. در این درس به نقد و بررسی تفسیر مارکسیسم از پیدایش جامعه سرمایه داری می پردازیم. به اعتقاد مارکسیسم با نابودی نظام فئودالی، نظام سرمایه داری جایگزین آن می گردد. مارکس تأکید می کند که انباشته شدن اولیه ثروت در دست گروهی، موجب پیدایش طبقه سرمایه داری می شود. این طبقه با استفاده از سرمایه خود، نیروی فراوان کار در جامعه را به کارگران روزمزد تبدیل می نماید؛ اما باید دید که در ابتدا، سرمایه چگونه در دست گروهی انباشته می شود؟ مارکس نظریه کسانی که معتقدند: «انباشته شدن ثروت در ابتدا، معلول زیرکی و آگاهی به اصول اقتصادی و حسن تدبير مالكان بوده است» را رد می کند. سپس خود در تحلیل این پدیده اظهار می دارد: «کارگران به این دلیل که فاقد ابزار تولید هستند، در جامعه سرمایه داری به کار و دریافت مزد، تن در می دهند. به نظر او برای پیدایش جامعه سرمایه داری، ابتدا لازم است ابزار تولیدی که به طور پراکنده در اختیار افراد بر…
ادامه مطلب
  • 0

شکست مارکسیسم در تفسير نظام برده داری و فئودالیسم

شکست مارکسیسم در تفسير نظام برده داری و فئودالیسم

 

مارکسیسم برای اثبات ماتریالیسم تاریخی، هیچ دلیل علمی صحیحی در دست ندارد. هم چنین مشکلاتی که بر سر راه این تفسیر وجود دارد را به تفصیل ذکر نمودیم و دیدیم که مارکسیسم راهی برای گریز از آن نمی شناسد. پس از آن به طور مبسوط به بررسی ماتریالیسم تاریخی پرداختیم و بحث خود را از جامعه ابتدایی آغاز نمودیم. گفتیم که ما در اصل وجود چنین جامعه ای به لحاظ تاریخی تردید داریم و از دیدگاه ما، تفسير مارکسیسم از روابط تولید و سبب تحول جامعه ابتدایی به جامعه برده داری مورد تأمل است. این موضوعی است که پرده از بی پایه بودن نظریات مارکسیسم بر می دارد. در این درس، نظریات مارکسیسم را پیرامون جامعه برده داری و خرده مالکی (زمینداری بیان می نماییم و بر آنیم که در قبال تفسير مارکسیسم از این دو جامعه، حق و حقیقت را مد نظر خویش قرار دهیم.

جامعه برده داری

بنابر ادعای مارکسیسم، جامعه انسانیت جبرا از دوره کمون اول…

ادامه مطلب
  • 0

مارکسیسم ( حامد امجدیان )

مارکسیسم مدعی است که انسان ها، ابتدا دارای جامعه کمون ابتدایی بودند. بعد برده داری و پس از آن به ترتیب نظام فئودالی، نظام سرمایه داری و سرانجام سوسیالیسم به ظهور می رسند و زمینه ساز جامعه کمونیستی ایده آل می گردند. هریک از این نظامها نقیض خویش را در اعماق خویش دارد. این نقیض به تدریج رشد می کند و پس از پیکاری طولانی، نظام موجود نابود می شود و نظام دیگری جایگزین آن می شود. حال باید دید که آیا واقعا تاریخ چنین سیری داشته است؟ جامعه ابتدایی (کمون اولیه) اگر در مورد انسان های ماقبل تاریخ سخن بگوییم، این سؤال مطرح می شود که آیا ایشان واقعا در دوران کمون اولیه می زیسته اند؟ مارکسیسم در پاسخ اظهار می دارد: هم اکنون جوامعی وجود دارند که در دوران کمون اولیه هستند و کاملا شبیه به جوامع کهن می باشند. اگر بپذیریم که کمون اولیه بر این جوامع حکمفرما بوده، لابد از دیدگاه مارکسیسم نظام حاکم در تمام جوامع کهن کمون اولیه بوده است. اعتقاد ما: به اعتقاد ما مارکسیسم، تنها معلوماتی که از جوامع متأخر در راستای نظرات خود یافته را اتخاذ نموده است و قسمت هایی که موافق اعتقاد او بوده است . 1 برگرفت…
ادامه مطلب
  • 0