آیا می توان نظام طبقاتی را در جامعه سوسیالیستی از میان برداشت؟

آیا می توان نظام طبقاتی را در جامعه سوسیالیستی از میان برداشت؟   در فصول گذشته، نظریه ماتریالیسم تاریخی را که به عنوان زیربنای علمی مکتب مارکسیسم محسوب می گردد، مورد بررسی قرار دادیم. مکتب مارکسیسم، خود را یکی از مراحل ضروری حرکت تاریخ معرفی می نماید. به همین جهت مارکس، مکتب خویش را «سوسیالیسم علمی» می نامد. مکتب مارکس، شامل دو مرحله است که بنا بر جبر تاریخ ناگزیر تحقق خواهند یافت. ابتدا مرحله سوسیالیسم و سپس مرحله کمونیسم.   ارکان جامعه سوسیالیسم مهم ترین اصول و ویژگی های جامعه سوسیالیستی عبارتند از: ١- محو طبقات. ۲۔ حکومت پرولتاریا (طبقه زحمتکش) 3- ملی کردن منابع ثروت و ابزار تولید سرمایه داری در کشور و اداره آنها توسط کارگران - توزیع ثروت بر اساس قاعده: «هرکس به اندازه قدرتش باید کار کند و به اندازه کارش بردارد». کمونیسم نیز به سان سوسیالیسم، اصل محو طبقات را حفظ می نماید و تنها به ملی کردن ابزار تولید سرمایه داری اکتفا نمی کند، بلکه فراتر می رود و مالکیت خصوصی ابزار تولید فردی را نیز لغو می کند (ابزاری که استفاده از آنها، نیاز به استخدام کارگر …
ادامه مطلب
  • 0

نقد مارکسیسم بر جامعه سرمایه داری

تاکنون جزئیات نظریه مارکسیسم در تفسیر تاریخ را به تدریج مورد نقد و بررسی قرار داده ایم و بطلان قانون «کار، پایه ارزش کالاست» را بیان نمودیم. قانون مزبور، زیربنای تحلیلاتی است که مارکسیسم پیرامون جامعه سرمایه داری و تضادهای آن، مطرح نموده است. پیش از بررسی نظرات مارکسیسم در مورد جامعه سرمایه داری، چند نکته را بار دیگر گوشزد می نماییم.   اول - اسلام سرمایه داری را نفی می کند، گرچه در پذیرفتن مالكيت خصوصی با آن موافق است؛ لذا باید توجه داشت که انتقاد از مارکسیسم به معنای قبول سرمایه داری نیست. دوم - خلاصه قضاوت ما در مورد تحلیل مارکسیستی چنین است: الف - به اعتقاد مارکسیسم، تمام مشکلات ناشی از سرمایه داری مانند احتکار و استعمار و غیره به خاطر قانونی بودن مالکیت خصوصی است، در صورتی که این مشکلات، تنها در صورتی بروز خواهند کرد که مالكيت خصوصی در محیط فکری و سیاسی سرمایه داری قرار گیرد. ب - مبنای علمی و اقتصادی مارکسیسم نادرست است. تضادهای سرمایه داری از دیدگاه مارکسیسم مارکسیسم محور تضاد سرمایه داری را سودی می شمارد که سرمایه داران از تولید به دست می آورند؛ زیر…
ادامه مطلب
  • 0

شکست مارکسیسم در تعیین حقیقت ارزش مبادله

شکست مارکسیسم در تعیین حقیقت ارزش مبادله

در فصل های گذشته پس از ذکر چند مقدمه به بررسی فلسفی ماتریالیسم تاریخی و رد آنها پرداختیم. سپس ادعای فراگیر بودن این اصول را ابطال و به تفصیل، نادرستی آن را بیان کردیم. در بحث های گذشته هم چنین گفتیم که تفسير مارکسیسم در پیدایش جامعه ابتدایی، برده داری، فئودالی، سرمایه داری و روابط حاکم بر این جوامع، ناموفق بوده است. در این بخش پیش از آنکه به بررسی جنبه اقتصادی مارکسیسم پرداخته شود، مطلبی را به عنوان مقدمه ذکر می کنیم و آن عبارت است از اینکه:

مارکسیسم قانون ارزش مبادله را زیربنای اقتصاد قرار داده است. اکنون تحليل مارکسیسم را در این باب مطرح می کنیم.

کار اساس ارزش است

پیش از هر چیز باید این مطلب را گوشزد نماییم که مارکس، این قانون را از ریکاردو» و برخی دانشمندان پیش از خود اخذ نموده است. براساس این قانون، کار انسانی عامل اصلی…

ادامه مطلب
  • 0