متن حکایت

زر از معدن به کان کندن بدرآید، و از دست بخیل به جان کندن

 

دو نان بخورند و گوش دارند

گویند امید به که خورده

 

روزی بینی به کام دشمن

زر مانده و خاکسار، مرده


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *