حکایت سعدی درباره صبر و پرهیز از شتاب | اپلیکیشن نینوایان

روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوه‌ای سست مانده.
پیرمردی ضعیف از پس کاروان همی‌آمد و گفت: چه نشینی که نه جای خفتن است؟
گفتم: چون روم که نه پای رفتن است؟!
گفت: این نشنیدی که صاحبدلان گفته‌اند: رفتن و نشستن به که دویدن و گسستن.
ای که مشتاق منزلی مشتاب
پند من کار بند و صبر آموز

اسب تازی دو تگ رود به شتاب
و اشتر آهسته می‌رود شب و روز


 

بازنویسی حکایت سعدی (شتاب و صبر در راه) به زبان ساده و امروزی

سعدی در این حکایت، داستان سفر خود را روایت می‌کند که در جوانی، با تکبر و شتاب بسیار، اسب را می‌تازد و پیش می‌رود، اما شب هنگام، خسته و درمانده پشت تپه‌ای می‌ماند و نمی‌تواند ادامه دهد. در این هنگام، پیرمردی ناتوان از راه می‌رسد و به او پند می‌دهد که بهتر است آهسته و پیوسته برود و استراحت کند، تا اینکه با شتابِ بی‌مورد، از پا بیفتد و نتواند ادامه دهد.

سعدی با تشبیه اسب تازی و شتر، این نکته را به زیبایی نشان می‌دهد که اسب تندرو، زود خسته می‌شود و نمی‌تواند راه طولانی را ادامه دهد، اما شتر با سرعت کم ولی پیوسته، شب و روز راه می‌رود و به مقصد می‌رسد. این حکایت، دعوتی است به صبر، پشتکار و پرهیز از شتابِ بی‌مورد در زندگی.

نتیجه اخلاقی حکایت:

– شتاب و عجله، انسان را خسته و درمانده می‌کند.
– صبر و پشتکار، کلید موفقیت در کارهاست.
– آهسته و پیوسته رفتن، بهتر از تاخت‌وتازِ زودگذر است.
– در سفر زندگی، نباید با تکبر و غرور، بیش از حد توان پیش رفت.
– انسان عاقل، برای خود استراحت و آرامش در نظر می‌گیرد تا بتواند مسیر طولانی را ادامه دهد.
– اسب تازی (شتاب‌زده) زود خسته می‌شود، اما شترِ صبور (با پشتکار) به مقصد می‌رسد.


💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *