
هر که در پیش سخن دیگران افتد تا مایهٔ فضلش بدانند، پایهٔ جهلش معلوم کند.
ندهد مرد هوشمند جواب
مگر آن گه کز او سؤال کنند
گرچه بر حق بود مزاج سخن
حمل دعویش بر محال کنند
بازنویسی حکایت سعدی (سخن گفتن بیجا) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت کوتاه، به یکی از مهمترین اصول اخلاقی در سخن گفتن اشاره میکند. او میگوید که کسی که بدون پرسش و بیموقع، شروع به سخنگویی میکند تا فضل و دانایی خود را به رخ دیگران بکشد، در واقع با این کار، نادانی و بیخردی خود را به همه نشان میدهد.
سعدی سفارش میکند که انسان عاقل و هوشمند، هرگز پیشدستی نمیکند و سخن نمیگوید، مگر زمانی که از او سؤالی بپرسند یا نیاز به سخن او باشد. او سپس تأکید میکند که حتی اگر سخنی کاملاً حق و درست باشد، اگر در جای نامناسب و بیموقع بیان شود، مردم آن را نمیپذیرند و آن را نادرست و ناممکن میشمارند.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– پیشدستی در سخن گفتن، نشانهٔ نادانی است.
– انسان عاقل، فقط در جای خود و به موقع سخن میگوید.
– حق بودن سخن، کافی نیست؛ زمان و مکان گفتن آن نیز مهم است.
– سخن بیجا، هرچند حق باشد، پذیرفته نمیشود.
– فروتنی و صبر در گفتگو، نشانهٔ خرد و کمال است.
– باید منتظر پرسش باشیم و پیش از آن، زبان به سخن نگشاییم.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید