حکایت سعدی درباره جوانی، پیری و گذر زمان | اپلیکیشن نینوایان

 

جوانی چست لطیف خندان شیرین زبان در حلقه عشرت ما بود که در دلش از هیچ نوعی غم نیامدی و لب از خنده فرا هم.
روزگاری برآمد که اتفاق ملاقات نیوفتاد. بعد از آن دیدمش زن خواسته و فرزندان خاسته و بیخ نشاطش بریده و گل هوس پژمریده.
پرسیدمش: چگونه‌ای و چه حالت است؟
گفت: تا کودکان بیاوردم دگر کودکی نکردم.
ما ذَا الصِّبیٰ و الشَّیبُ غَیَّرَ لِمَّتی
وَ کَفیٰ بِتَغییرِ الزَّمانِ نَذیراً

چون پیر شدی ز کودکی دست بدار
بازی و ظرافت به جوانان بگذار

طرب نوجوان ز پیر مجوی
که دگر ناید آب رفته به جوی

زرع را چون رسید وقت درو
نخرامد چنان که سبزه نو

دور جوانی بشد از دست من
آه و دریغ آن زمن دل فروز

قوت سرپنجه شیری گذشت
راضی ام اکنون به پنیری چو یوز

پیرزنی موی سیه کرده بود
گفتم ای مامک دیرینه روز

موی به تلبیس سیه کرده گیر
راست نخواهد شدن این پشت کوز


بازنویسی حکایت سعدی (پیری و جوانی) به زبان ساده و امروزی

سعدی در این حکایت، داستان دوستی را روایت می‌کند که در جوانی، بسیار شاداب، خوش‌رو و بی‌غم بود. اما پس از مدتی که ازدواج کرد و صاحب فرزند شد، شادی و نشاط جوانی‌اش را از دست داد. سعدی که او را پس از سال‌ها می‌بیند، از حال و روزش می‌پرسد و او پاسخ می‌دهد که از وقتی پدر شده، دیگر نتوانسته شادی و بازیگوشی دوران جوانی را داشته باشد.

سعدی سپس با ابیات زیبا، به این نکته اشاره می‌کند که زمان، همه چیز را تغییر می‌دهد و پیری، با تمام نشانه‌هایش، جای جوانی را می‌گیرد. او می‌گوید که شادی و ظرافت جوانی، فقط به دوران جوانی تعلق دارد و وقتی پیری فرا رسید، باید از آن دست کشید و به جوانان واگذار کرد. همان‌طور که آبِ رفته به جوی بازنمی‌گردد، دوران جوانی هم برنمی‌گردد.

در پایان، سعدی با طنزی ظریف، به پیرزنی اشاره می‌کند که موهایش را سیاه کرده بود، اما انحنای پشتش راست نشده بود. یعنی انسان می‌تواند ظاهر خود را تغییر دهد، اما حقیقت پیری و گذشت زمان، قابل انکار نیست.

نتیجه اخلاقی حکایت:

– شادی و نشاط جوانی، موقتی و گذراست.
– با آمدن پیری، باید از بازیگوشی‌های جوانی دست کشید.
– زمان، همه چیز را تغییر می‌دهد و هیچ چیز ماندگار نیست.
– ظاهرپوشی، نمی‌تواند حقیقت پیری را پنهان کند.
– انسان باید با پذیرش واقعیت پیری، به جوانان حق بدهد و از آنان انتظار رفتار جوانانه نداشته باشد.
– خاطرات جوانی، شیرین و ارزشمندند، اما بازگشت‌ناپذیر.


💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *