
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بیحرمتی همیکرد. گفت: اگر این نادان نبودی، کارِ وی با نادانان بدین جا نرسیدی.
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگه دارند مویی
همیدون سرکشی و آزرمجویی
و گر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد، بگسلانند
یکی را زشتخویی داد دشنام
تحمّل کرد و گفت: ای خوب فرجام
بتر زآنم که خواهی گفتن، آنی
که دانم، عیب من چون من ندانی
بازنویسی حکایت سعدی (جالینوس و ابله) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت، داستانی از جالینوس، پزشک و دانشمند بزرگ یونانی، روایت میکند. جالینوس صحنهای را میبیند که در آن یک فرد نادان و بیخرد، به دانشمندی بیحرمتی میکند و با او درگیر شده است. جالینوس با نگاهی عمیق میگوید که اگر آن دانشمند خودش نادان نبود، هرگز کارش با نادانان به این جا نمیرسید. یعنی انسان دانا و عاقل، هرگز خود را با نادانان درگیر نمیکند و از آنها دوری میگزیند.
سعدی سپس در قالب ابیات، به این نکته اشاره میکند که دو انسان عاقل هرگز با هم دشمنی و ستیز نمیکنند و دانا هرگز با سبکمغزان و نادانان نمیستیزد. عاقلان، حتی اگر نادان با آنان تندی و خشونت کند، با نرمی و مهربانی پاسخ میدهند. اما اگر هر دو طرف نادان باشند، بدترین درگیریها و زنجیرها را نیز پاره میکنند و به جان هم میافتند.
در پایان، حکایت کسی را روایت میکند که به فردی بدخو و زشتگو دشنام داده شد. او تحمل کرد و پاسخ داد که طرف مقابل، حتی بدتر از آن چیزی است که او در حقش میگوید، زیرا او خود عیبش را میداند، اما فرد نادان از عیب خود بیخبر است.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– انسان عاقل هرگز با نادانان درگیر نمیشود.
– دانایی و خرد، باعث دوری از ستیز و دشمنی است.
– پاسخ به نادانی، با نرمی و مهربانی، نشانهٔ خردمندی است.
– دو نادان، بدترین درگیریها را ایجاد میکنند.
– نادان، از عیب خود بیخبر است و این بزرگترین عیب اوست.
– تحمل و بردباری در برابر نادانان، نشانهٔ فضیلت و بزرگواری است.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید