دسته: میر رضی الدین آرتیمانی
-
قصیده یک
قصیده یک چون نام لب تو بر زبان رانم از دست مگس گریخت، نتوانم شوریدهٔ آن لبان میگونم آشفته طـــــــرهٔ پریشانم دیوانهٔ حرفهای موزونم درماندهٔ خندههای، پنهانم هر شام ز غم غنچه دلتنگم هر صبحدمان چو گل، پریشانم در بتکدهها نه بت نه زنارم در معبدها، نه دین، نه ایمانم درماندهٔ آشنا و بیگانه شرمندهٔ…
-
قصیده دو
قصیده دو شد از فروغ شاه صفی گلستان جهان خورشید گو متاب دگر بر جهانیان کف کار ابر کرده و رخسار کار مهر دیگر چه منت است زمین را به آسمان زین کو چرا روند حریفان به سیر خلد زین رو چرا روند به گلگشت گلستان جام جهان نماست ضمیر منیر دوست یک یک در…
-
۸۸
غزل شمارهٔ ۸۸ ای که در ره عرفان مستمند برهانی ترسمت چو خر در گل عاقبت فرو مانی سبحه زهد و سالوسی، خرقه زرق و شیادی آه ازین خدا ترسی، داد از این مسلمانی مشکل ار بکف آری، بعد از این بدشواری آنچه دادهای از کف پیش از ین بآسانی این ضیا ندارد مه این…