دسته: میر رضی الدین آرتیمانی
-
۵۸
غزل شمارهٔ ۵۸ گهی هشیار و گه مست و ملنگم قلندر مشربم ابدال رنگم نهنگ بحر عشقم لیک افسوس که از عشق تو در کام نهنگم رسانم تا بدامان حبیب هجران گر افتد دامن وصلی به چنگم
-
۵۹
غزل شمارهٔ ۵۹ وصالش دمی گر شود حاصلم چو نو دولتان بر نتابد دلم که دارد حریفان نشانم دهید طلسمی که بگشاید این مشکلم نه آتش قبولم نمود و نه خاک چه کردند یا رب در آب و گلم رضی سان چه باک ار ندارم خرد که من در جنون مرشد کاملم
-
۶۰
غزل شمارهٔ ۶۰ چون دم از سودای جانان میزنم آتش اندر آب حیوان میزنم شور لیلی طاقتم را طاق کرد همچو مجنون بر بیابان میزنم جرعهٔ دردی بصد خون جگر میکنم پیدا و پنهان میزنم میکشم آهی بیاد لعل او آتش اندر آب حیوان میزنم گر چه مستم راه مسجد میروم گر چه گبرم…