دسته: میر رضی الدین آرتیمانی
-
۴۹
غزل شمارهٔ ۴۹ همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقت چه بخندم چه بگریم چه بسازم چه بسوزم گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم حیف و صد حیف که…
-
۵۰
غزل شمارهٔ ۵۰ گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم شب چشم من نخفت، مگر شبنم گلم خون در دلم همی کند از آب کوثرم جا در دلش نمیکنم ار سحر باطلم حسن تو بیتأملم از هوش میبرد با آنکه در نگاه تو من بی تأملم اندک اندک بر سر کوی تو فندی میزنم…
-
ترجیع بند
ترجیع بند ای سرو سهی که بر سمندی پیشت دو جهان بگو بچندی بنگر که چه رستخیز برخاست زین شور که در جهٰان فکندی افکندهای از دوال فتراک بر گردن جان شکاربندی یک وعده کرا خراب کرده است گو راست مباش ریشخندی معلوم چو کم شود ز خوبی کاسوده شود نیازمندی زان گشته خراب خانهٔ…