دسته: غزل
-
۶۱۵. خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
شماره 615 خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند دیوانه کجا خسبد دیوانه چه شب داند نی روز بود نی شب در مذهب دیوانه آن چیز که او دارد او داند او داند از گردش گردون شد روز و شب این عالم دیوانه آن جا را گردون بنگر داند گر…
-
۶۱۴. آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
شماره 614 آن بنده آواره بازآمد و بازآمد چون شمع به پیش تو در سوز و گداز آمد چون عبهر و قند ای جان در روش بخند ای جان در را بمبند ای جان زیرا به نیاز آمد ور زانک ببندی در بر حکم تو بنهد سر بر بنده نیاز آمد شه را…
-
۶۱۳. ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
شماره 613 ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد وان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد روح آمد و راح آمد معجون نجاح آمد ور چیز دگر خواهی آن چیز دگر آمد آن میوه یعقوبی وان چشمه ایوبی از منظره پیدا شد هنگام نظر آمد خضر از کرم ایزد بر آب…