دسته: غزل
-
۶۸۵. دل با دل دوست در حنین باشد
شماره 685 دل با دل دوست در حنین باشد گویای خموش همچنین باشد گویم سخن و زبان نجنبانم چون گوش حسود در کمین باشد دانم که زبان و گوش غمازند با دل گویم که دل امین باشد صد شعلهٔ آتش است در دیده از نکته دل که آتشین باشد خود طرفهتر…
-
۶۸۴. ز رویت دسته گل میتوان کرد
شماره 684 ز رویت دسته گل میتوان کرد ز زلفت شاخ سنبل میتوان کرد ز قد پرخم من در ره عشق بر آب چشم من پل میتوان کرد ز اشک خون همچون اطلس من براق عشق را جل میتوان کرد ز هر حلقه از آن زلفین پربند پر گردن کشان غل میتوان…
-
۶۸۳. ز خاک من اگر گندم برآید
شماره 683 ز خاک من اگر گندم برآید از آن گر نان پزی مستی فزاید خمیر و نانبا دیوانه گردد تنورش بیت مستانه سراید اگر بر گور من آیی زیارت تو را خرپشتهام رقصان نماید میا بیدف به گور من برادر که در بزم خدا غمگین نشاید زنخ بربسته و در…