دسته: غزل
-
۶۹۱. هر چند که بلبلان گزینند
شماره 691 هر چند که بلبلان گزینند مرغان دگر خمش نشینند خود گیر که خرمنی ندارند نه از خرمن فقر دانه چینند از حلقه برون نهایم ما نیز هر چند که آن شهان نگینند گر ولوله مرا نخواهند از بهر چه کارم آفرینند شیرین و ترش مراد شاهست دو دیگ نهاده…
-
۶۹۰. ای عشق که جمله از تو شادند
شماره 690 ای عشق که جمله از تو شادند وز نور تو عاشقان بزادند تو پادشهی و جمله عشاق همرنگ تو پادشه نژادند هر کس که سری و دیدهای داشت دیدند تو را سری نهادند خورشید تویی و ذره از توست وان نور به نور بازدادند چون بوی عنایت تو باشد…
-
۶۸۹. دوش از بت من جهان چه میشد
شماره 689 دوش از بت من جهان چه میشد وز ماه من آسمان چه میشد در پیش رخش چه رقص میکرد وز آتش عشق جان چه میشد چشم از نظرش چه مست میگشت وز قند لبش دهان چه میشد از تیر مژه چه صید میکرد وان ابروی چون کمان چه میشد …