دسته: غزل
-
۶۹۴. آن کز دهن تو رنگ دارد
شماره 694 آن کز دهن تو رنگ دارد انصاف که رزق تنگ دارد وان کس که جدل ببست با تو با عمر عزیز جنگ دارد ماهی که بیافت آب حیوان بر خشک چرا درنگ دارد در آینه عکس قیصر روم گر نیست بدانک زنگ دارد در قدس دلت چو خوک دیدی…
-
۶۹۳. جانی که ز نور مصطفی زاد
شماره 693 جانی که ز نور مصطفی زاد با او تو مگو ز داد و بیداد هرگز ماهی سباحت آموخت آزادی جست سرو آزاد خاری که ز گلبن طرب رست گلزار به روی او شود شاد دورست رواقهای شادی از آتش و آب و خاک و از باد زین چار بسیط…
-
۶۹۲. رفتیم بقیه را بقا باد
شماره 692 رفتیم بقیه را بقا باد لابد برود هر آنک او زاد پنگان فلک ندید هرگز طشتی که ز بام درنیفتاد چندین مدوید کاندر این خاک شاگرد همان شدست کاستاد ای خوب مناز کاندر آن گور بس شیرینست لا چو فرهاد آخر چه وفا کند بنایی کاستون ویست پارهای باد…