دسته: غزل
-
۱۰۹. بکت عینی غداه البین دمعا
غزل شماره 109 بکت عینی غداه البین دمعا و اخری بالبکا بخلت علینا فعاقبت التی بخلت علینا بان غمضتها یوم التقینا چه مرد آن عتابم خیز یارا بده آن جام مالامال صهبا نرنجم ز آنچ مردم میبرنجند که پیشم جمله جانها هست یکتا اگر چه پوستینی بازگونه بپوشیدست این اجسام…
-
۱۰۸. به برج دل رسیدی بیست این جا
غزل شماره 108 به برج دل رسیدی بیست این جا چو آن مه را بدیدی بیست این جا بسی این رخت خود را هر نواحی ز نادانی کشیدی بیست این جا بشد عمری و از خوبی آن مه به هر نوعی شنیدی بیست این جا ببین آن حسن را کز دیدن…
-
۱۰۶. مرا حلوا هوس کردست حلوا
غزل شماره 106 مرا حلوا هوس کردست حلوا میفکن وعده حلوا به فردا دل و جانم بدان حلواست پیوست که صوفی را صفا آرد نه صفرا زهی حلوای گرم و چرب و شیرین که هر دم میرسد بویش ز بالا دهانی بسته حلوا خور چو انجیر ز دل خور هیچ دست…