دسته: غزل
-
۲۴۰. تو جان و جهانی کریما مرا
شماره 240 تو جان و جهانی کریما مرا چه جان و جهان از کجا تا کجا که جان خود چه باشد بر عاشقان جهان خود چه باشد بر اولیا نه بر پشت گاویست جمله زمین که در مرغزار تو دارد چرا در آن کاروانی که کل زمین یکی گاوبارست و تو…
-
۲۳۹. کرانی ندارد بیابان ما
شماره 239 کرانی ندارد بیابان ما قراری ندارد دل و جان ما جهان در جهان نقش و صورت گرفت کدامست از این نقشها آن ما چو در ره ببینی بریده سری که غلطان رود سوی میدان ما از او پرس از او پرس اسرار ما کز او بشنوی سر پنهان ما…
-
۲۳۸. هله ای کیا نفسی بیا
شماره 238 هله ای کیا نفسی بیا در عیش را سره برگشا این فلان چه شد آن فلان چه شد نبود مرا سر ماجرا نهلد کسی سر زلف او نرهد دلی ز چنین لقا نکند کسی ز خوشی سفر نرود کسی ز چنین سرا بهل این همه بده آن قدح…