دسته: غزل
-
۳۱۴. تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
شماره 314 تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب برو که عشق و غم او نصیب ماست بخسب ز آفتاب غم یار ذره ذره شدیم تو را که این هوس اندر جگر نخاست بخسب به جست و جوی وصالش چو آب میپویم تو را که غصه آن نیست کو کجاست…
-
۳۱۳. رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
شماره 313 رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب که ابر را عربان نام کردهاند رباب چنانک ابر سقای گل و گلستانست رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب در آتشی بدمی شعلهها برافزود بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب رباب دعوت بازست سوی شه بازآ به طبل باز نیاید به سوی…
-
۳۱۲. به جان تو که مرو از میان کار مخسب
شماره 312 به جان تو که مرو از میان کار مخسب ز عمر یک شب کم گیر و زنده دار مخسب هزار شب تو برای هوای خود خفتی یکی شبی چه شود از برای یار مخسب برای یار لطیفی که شب نمیخسبد موافقت کن و دل را بدو سپار مخسب بترس…