دسته: غزل
-
۳۷۲. من سر نخورم که سر گرانست
شماره 372 من سر نخورم که سر گرانست پاچه نخورم که استخوانست بریان نخورم که هم زیانست من نور خورم که قوت جانست من سر نخوهم که باکلاهند من زر نخوهم که بازخواهند من خر نخوهم که بند کاهند من کبک خورم که صید شاهند بالا نپرم نه لک لکم…
-
۳۷۱. گر جام سپهر زهرپیماست
شماره 371 گر جام سپهر زهرپیماست آن در لب عاشقان چو حلواست زین واقعه گر ز جای رفتی از جای برو که جای این جاست مگریز ز سوز عشق زیرا جز آتش عشق دود و سوداست دودت نپزد کند سیاهت در پختنت آتشست کاستاست پروانه که گرد دود گردد دودآلودست…
-
۳۷۰. آمد رمضان و عید با ماست
شماره 370 آمد رمضان و عید با ماست قفل آمد و آن کلید با ماست بربست دهان و دیده بگشاد وان نور که دیده دید با ماست آمد رمضان به خدمت دل وان کش که دل آفرید با ماست در روزه اگر پدید شد رنج گنج دل ناپدید با ماست …