دسته: غزل
-
۳۷۸. ای گشته ز شاه عشق شهمات
شماره 378 ای گشته ز شاه عشق شهمات در خشم مباش و در مکافات در باغ فنا درآ و بنگر در جان بقای خویش جنات چون پیشترک روی تو از خود بینی ز ورای این سماوات سلطان حقایق و معانی وز نور قدیم چتر و رایات چون گشت عیان مجو…
-
۳۷۷. آن را که در آخرش خری هست
شماره 377 آن را که در آخرش خری هست او را به طواف رهبری هست بازار جهان به کسب برپاست زین در همه خارش وگری هست تا خارششان همیکشاند هر جای که شور یا شری هست در یم صدفی قرار گیرد کو را به درونه گوهری هست اما صدفی که…
-
۳۷۶. امروز جنون نو رسیدهست
شماره 376 امروز جنون نو رسیدهست زنجیر هزار دل کشیدهست امروز ز کندهای ابلوج پهلوی جوالها دریدهست باز آن بدوی به هجدهای قلب آن یوسف حسن را خریدهست جانها همه شب به عز و اقبال در نرگس و یاسمن چریدهست تا لاجرم از بگاه هر جان چالاک و لطیف و…