دسته: غزل
-
۴۵۰. از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
شماره 450 از بامداد روی تو دیدن حیات ماست امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست امروز در جمال تو خود لطف دیگرست امروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست امروز آن کسی که مرا دی بداد پند چون روی تو بدید ز من عذرها بخواست صد چشم وام خواهم تا…
-
۴۴۹. جانا جمال روح بسی خوب و بافرست
شماره 449 جانا جمال روح بسی خوب و بافرست لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست ای آنک سالها صفت روح میکنی بنمای یک صفت که به ذاتش برابرست در دیده میفزاید نور از خیال او با این همه به پیش وصالش مکدرست ماندم دهان باز ز تعظیم آن جمال هر…
-
۴۴۸. امروز روز نوبت دیدار دلبرست
شماره 448 امروز روز نوبت دیدار دلبرست امروز روز طالع خورشید اکبرست دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن کانها به او نماند او چیز دیگرست هر کس که دید چهره او نشد خراب…