دسته: ترجیعات
-
۱۳. پیکان آسمان که به اسرار ما درند
سیزدهم پیکان آسمان که به اسرار ما درند ما را کشان کشان به سماوات میبرند روحانیان ز عرش رسیدند، بنگرید کز فر آفتاب سعادت، چه با فرند! ما سایهوار در پی ایشان روان شویم تا سایها ز چشمهٔ خورشید برخورند زیرا که آفتاب پرستند، سایها چون او مسافر آمد، اینها مسافرند …
-
۱۴. ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند
چهاردهم ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند خنده نمیآیدت، بهر دل من بخند ای ز تو عالم بجوش، لطف کن، ارزان فروش خندهٔشیرین نوش راست بفرما، بچند؟ خنده زند آفتاب، گیرد عالم خضاب صدمه وصد آفتاب خنده ز تو میبرند لاله و گلبرگها، عکس تو آمد، مها نیشکر از قند…
-
۱۵. ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار
پانزدهم ای یار گرم دار، و دلارام گرم دار پیشآ، به دست خویش سر بندگان بخار خاک تویم و تشنهٔ آب و نبات تو در خاک خویش تخم سخا و وفا بکار تا بردمد ز سینه و پهنای این زمین آن سبزهای نادر و گلهای پرنگار وز هر چهی برآید از عکس…