دسته: مولانا
-
۶۴۴. تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
شماره 644 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوج هر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شد آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند گر بئس قرین بود کنون…
-
۶۴۳. در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
شماره 643 در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد من در پی آن دلبر عیار برفتم او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد من در عجب افتادم از آن قطب یگانه کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد ناگاه یک آهو…
-
۶۴۲. در خانه نشسته بت عیار کی دارد
شماره 642 در خانه نشسته بت عیار کی دارد معشوق قمرروی شکربار کی دارد بی زحمت دیده رخ خورشید که بیند بی پرده عیان طاقت دیدار کی دارد گفتی به خرابات دگر کار ندارم خود کار تو داری و دگر کار کی دارد زندان صبوحی همه مخمور خمارند ای زهره کلید در…