دسته: مولانا
-
۶۶۲. اگر عالم همه پرخار باشد
شماره 662 اگر عالم همه پرخار باشد دل عاشق همه گلزار باشد وگر بیکار گردد چرخ گردون جهان عاشقان بر کار باشد همه غمگین شوند و جان عاشق لطیف و خرم و عیار باشد به عاشق ده تو هر جا شمع مردهست که او را صد هزار انوار باشد وگر تنهاست…
-
۶۶۱. بیا ای زیرک و بر گول میخند
شماره 661 بیا ای زیرک و بر گول میخند بیا ای راه دان بر غول میخند چو در سلطان بیعلت رسیدی هلا بر علت و معلول میخند اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر برو بر خاذل و مخذول میخند چو مرده مردهای را کرد معزول تو خوش بر عازل و معزول…
-
۶۶۰. نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
شماره 660 نثرنا فی ربیع الوصل بالورد حنانینا فنعم الزوج و الفرد ز رویت باغ و عبهر میتوان کرد ز زلفت مشک و عنبر میتوان کرد ز روی زرد همچون زعفرانم جهانی را مزعفر میتوان کرد به یک دانه ز خرمنگاه ماهت فلکها را مسخر میتوان کرد تو آن خضری که…