دسته: مولانا
-
۹۴. زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
غزل شماره 94 زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا چه نغزست و چه خوبست چه زیباست خدایا از آن آب حیاتست که ما چرخ زنانیم نه از کف و نه از نای نه دفهاست خدایا یقین گشت که آن شاه در این عرس نهانست که اسباب شکرریز مهیاست خدایا …
-
۹۳. میندیش میندیش که اندیشه گریها
غزل شماره 93 میندیش میندیش که اندیشه گریها چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تریها خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت که تا جمله نیستان نماید شکریها جنونست شجاعت میندیش و درانداز چو شیران و چو مردان گذر کن ز غریها که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست…
-
۹۲. زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
غزل شماره 92 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی چو…