دسته: مولانا
-
۱۱۳. ای مطرب دل برای یاری را
غزل شماره 113 ای مطرب دل برای یاری را در پرده زیر گوی زاری را رو در چمن و به روی گل بنگر همدم شو بلبل بهاری را دانی چه حیاتها و مستیهاست در مجلس عشق جان سپاری را چون دولت بیشمار را دیدی بسپار بدو دم شماری را ای…
-
۱۱۲. ز روی تست عید آثار ما را
غزل شماره 112 ز روی تست عید آثار ما را بیا ای عید و عیدی آر ما را تو جان عید و از روی تو جانا هزاران عید در اسرار ما را چو ما در نیستی سر درکشیدیم نگیرد غصه دستار ما را چو ما بر خویشتن اغیار گشتیم نباشد غصه اغیار…
-
۱۱۱. برای تو فدا کردیم جانها
غزل شماره 111 برای تو فدا کردیم جانها کشیده بهر تو زخم زبانها شنیده طعنههای همچو آتش رسیده تیر کاری زان کمانها اگر دل را برون آریم پیشت ببخشایی بر آن پرخون نشانها اگر دشمن تو را از من بدی گفت مها دشمن چه گوید جز چنانها بیا ای آفتاب جمله…