دسته: مولانا
-
۱۲۵. گفتی که گزیدهای تو بر ما
غزل شماره 125 گفتی که گزیدهای تو بر ما هرگز نبدست این مفرما حاجت بنگر مگیر حجت بر نقد بزن مگو که فردا بگذار مرا که خوش بخسپم در سایهات ای درخت خرما ای عشق تو در دلم سرشته چون قند و شکر درون حلوا وی صورت تو درون چشمم مانند…
-
۱۲۴. ساقی تو شراب لامکان را
غزل شماره 124 ساقی تو شراب لامکان را آن نام و نشان بینشان را بفزا که فزایش روانی سرمست و روانه کن روان را یک بار دگر بیا درآموز ساقی گشتن تو ساقیان را چون چشمه بجوش از دل سنگ بشکن تو سبوی جسم و جان را عشرت ده عاشقان…
-
۱۲۳. دیدم شه خوب خوش لقا را
غزل شماره 123 دیدم شه خوب خوش لقا را آن چشم و چراغ سینهها را آن مونس و غمگسار دل را آن جان و جهان جان فزا را آن کس که خرد دهد خرد را آن کس که صفا دهد صفا را آن سجده گه مه و فلک را آن قبله…