دسته: مولانا
-
آزردن دوستان جهل است
—
توسط
مقدمه بعد از تأمل اين معني مصلحت چنان ديدم که در نشيمن عزلت نشينم و دامن صحبت فراهم چينم و دفتر از گفت هاي پريشان بشويم و من بعد پريشان نگويم زبان بريده بکنجي نشسته صم بکم به از کسي که نباشد زبانش اندر حکم تا يکي از دوستان که در کجاوه…
-
۷۴۰. مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
شماره 740 مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند بوی خود را واهلد در حال و زلفش بو کند کافر و مؤمن گر از خوی خوشش واقف شوند خوی را خود واکند در حین و خو با او کند آفتابی ناگهان از روی او تابان شود پردها را بردرد وین…
-
۷۳۹. قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
شماره 739 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند هین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کند ای تو رنگ عافیت زیرا که ماه از خاصیت سنگها را لعل سازد میوه را رنگین کند پرده بردار ای قمر پنهان مکن تنگ شکر تا بر سیمین تو احوال ما زرین…