دسته: مولانا
-
۷۵۲. هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزند
شماره 752 هم دلم ره مینماید هم دلم ره میزند هم دلم قلاب و هم دل سکه شه میزند هم دلم افغان کنان گوید که راه من زدند هم دل من راه عیاران ابله میزند هم دل من همچو شحنه طالب دزدان شده هم دل من همچو دزدان نیم شب ره میزند …
-
۷۵۱. هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد
شماره 751 هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد گر بخواهم ور نخواهم او مرا اندرکشد همچو پره و قفل من چون جفت گردم با کسی همچو مرغ کشته آن دم پرم از من برکشد کفر و دین عاشقانش هم رقوم عشق اوست حاش لله کان رقم بر طایفه دیگر کشد…
-
۷۵۰. شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد
شماره 750 شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد ساده دل مردی که دل بر وعده مستان نهاد چون حدیث بیدلان بشنید جان خوشدلم جان بداد و این سخن را در میان جان نهاد برج برج و خانه خانه جویم آن خورشید را کو کلید خانه از همسایگان پنهان نهاد مشک…