دسته: مولانا
-
۳۶۸. گویم سخن شکرنباتت
شماره 368 گویم سخن شکرنباتت یا قصه چشمه حیاتت رخ بر رخ من نهی بگویم کز بهر چه شاه کرد ماتت در خرمنت آتشی درانداخت کز خرمن خود دهد زکاتت سرسبز کند چو تره زارت تا بازخرد ز ترهاتت در آتش عشق چون خلیلی خوش باش که میدهد نجاتت …
-
۳۶۷. دل آمد و دی به گوش جان گفت
شماره 367 دل آمد و دی به گوش جان گفت ای نام تو این که مینتان گفت درنده آنک گفت پیدا سوزنده آنک در نهان گفت چه عذر و بهانه دارد ای جان آن کس که ز بینشان نشان گفت گل داند و بلبل معربد رازی که میان گلستان گفت …
-
۳۶۶. دود دل ما نشان سوداست
شماره 366 دود دل ما نشان سوداست وان دود که از دلست پیداست هر موج که میزند دل از خون آن دل نبود مگر که دریاست بیگانه شدند آشنایان دل نیز به دشمنی چه برخاست هر سوی که عشق رخت بنهاد هر جا که ملامتست آن جاست ما نگریزیم از…