دسته: مولانا
-
۴۰۷. چشم پرنور که مست نظر جانانست
شماره 407 چشم پرنور که مست نظر جانانست ماه از او چشم گرفتست و فلک لرزانست خاصه آن لحظه که از حضرت حق نور کشد سجده گاه ملک و قبله هر انسانست هر که او سر ننهد بر کف پایش آن دم بهر ناموس منی آن نفس او شیطانست و آنک آن…
-
۴۰۶. چند گویی که چه چارهست و مرا درمان چیست
شماره 406 چند گویی که چه چارهست و مرا درمان چیست چاره جوینده که کردهست تو را خود آن چیست چند باشد غم آنت که ز غم جان ببرم خود نباشد هوس آنک بدانی جان چیست بوی نانی که رسیدهست بر آن بوی برو تا همان بوی دهد شرح تو را کاین نان…
-
۴۰۵. به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت
شماره 405 به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت که سر و پا و سلامت نبود روز قیامت حشم عشق درآمد ربض شهر برآمد هله ای یار قلندر بشنو طبل ملامت دل و جان فانی لا کن تن خود همچو قبا کن نه اثر گو نه خبر گو نه نشانی نه علامت…