دسته: مولانا
-
۴۲۵. عاشقان را جست و جو از خویش نیست
شماره 425 عاشقان را جست و جو از خویش نیست در جهان جوینده جز او بیش نیست این جهان و آن جهان یک گوهر است در حقیقت کفر و دین و کیش نیست ای دمت عیسی دم از دوری مزن من غلام آن که دوراندیش نیست گر بگویی پس روم نی پس…
-
۴۲۴. دلبری و بیدلی اسرار ماست
شماره 424 دلبری و بیدلی اسرار ماست کار کار ماست چون او یار ماست نوبت کهنه فروشان درگذشت نوفروشانیم و این بازار ماست نوبهاری کو جهان را نو کند جان گلزارست اما زار ماست عقل اگر سلطان این اقلیم شد همچو دزد آویخته بر دار ماست آنک افلاطون و جالینوس ماست…
-
۴۲۳. مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است
شماره 423 مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است که چنین مشک تتاری عبرافشان شده است مگر از چهره او باد صبا پرده ربود که هزاران قمر غیب درخشان شده است هست جانی که ز بوی خوش او شادان نیست گر چه جان بو نبرد کو ز چه شادان شده است…