دسته: مولانا
-
۴۹۱. جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
شماره 491 جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست چرا ز باد مکافات داد و بیدادست به باد و بود محمد نگر که چون باقیست ز بعد ششصد و پنجاه سخت بنیادست ز باد بولهب و جنس او نمیبینی که از برای فضیحت فسانه شان یادست چنین ثبات و بقا…
-
۴۹۰. مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
شماره 490 مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست همیشه سجده گهم آستان خرگه توست به هر شبی کشدم تا به روز زنده کند نوای آن سگ کو پاسبان درگه توست ز پیش آب و گل من بدید روح تو را خرد بگفت که سجده کنش که او شه توست …
-
۴۸۹. اگر تو مست وصالی رخ تو ترش چراست
شماره 489 اگر تو مست وصالی رخ تو ترش چراست برون شیشه ز حال درون شیشه گواست پدید باشد مستی میان صد هشیار ز بوی رنگ و ز چشم و فتادن از چپ و راست علی الخصوص شرابی که اولیا نوشند که جوش و نوش و قوامش ز خم لطف خداست خم…