دسته: گلشن راز
-
اشارت به چشم و لب
اشارت به چشم و لب نگر کز چشم شاهد چیست پیدا رعایت کن لوازم را بدینجا ز چشمش خاست بیماری و مستی ز لعلش گشت پیدا عین هستی ز چشم اوست دلها مست و مخمور ز لعل اوست جانها جمله مستور ز چشم او همه دلها جگرخوار لب لعلش شفای جان بیمار به چشمش…
-
قاعده در بیان معنی حشر
قاعده در بیان معنی حشر ز تو هر فعل که اول گشت صادر بر آن گردی به باری چند قادر به هر باری اگر نفع است اگر ضر شود در نفس تو چیزی مدخر به عادت حالها با خوی گردد به مدت میوهها خوش بوی گردد از آن آموخت انسان پیشهها را وز آن ترکیب…
-
تمثیل در بیان اقسام مرگ و ظهور اطوار قیامت به هنگام مرگ
تمثیل در بیان اقسام مرگ و ظهور اطوار قیامت به هنگام مرگ اگر خواهی که این معنی بدانی تو را هم هست مرگ و زندگانی ز هرچ آن در جهان از زیر و بالاست مثالش در تن و جان تو پیداست جهان چون توست یک شخص معین تو او را گشته چون جان او تو…