دسته: نان و حلوا
-
حکایت
حکایت با دف و نی، دوش آن مرد عرب وه! چه خوش میگفت، از روی طرب ایهاالقوم الذی فیالمدرسه کل ما حصلتموها وسوسه فکر کم ان کان فی غیر الحبیب مالکم فیالنشاة الاخری نصیب فاغسلوا یا قوم عن لوح الفؤاد کل علم لیس ینجی فیالمعاد ساقیا! یک جرعه از روی…
-
فی قطع العلائق و العزلة عن الخلایق
فی قطع العلائق و العزلة عن الخلایق هر که را توفیق حق آمد دلیل عزلتی بگزید و رست از قال و قیل عزت اندر عزلت آمد، ای فلان تو چه خواهی ز اختلاط این و آن؟ پا مکش از دامن عزلت به در! چند گردی چون گدایان در به در؟ گر…
-
«فی ذم العلماء المشبهین بالامراء المترفعین عن سیرة الفقرا»
«فی ذم العلماء المشبهین بالامراء المترفعین عن سیرة الفقرا» علم یابد زیب از فقر، ای پسر نی ز باغ و راغ و اسب و گاو و خر مولوی را، هست دایم این گمان کان بیابد زیب ز اسباب جهان نقص علم است، ای جناب مولوی حشمت و مال و منال دنیوی …