دسته: حافظ
-
رونق عهد شباب است دگر بستان را
غزل ۹ رونق عهد شباب است دگر بستان را میرسد مژده گل بلبل خوش الحان را ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را گر چنين جلوه کند مغبچه باده فروش خاکروب در ميخانه کنم مژگان را ای که بر مه کشی از…
-
ساقيا برخيز و درده جام را
غزل ۸ ساقيا برخيز و درده جام را خاک بر سر کن غم ايام را ساغر می بر کفم نه تا ز بر برکشم اين دلق ازرق فام را گر چه بدناميست نزد عاقلان ما نمیخواهيم ننگ و نام را باده درده چند از اين باد غرور خاک بر سر نفس…
-
صوفی بيا که آينه صافيست جام را
غزل ۷ صوفی بيا که آينه صافيست جام را تا بنگری صفای می لعل فام را راز درون پرده ز رندان مست پرس کاين حال نيست زاهد عالی مقام را عنقا شکار کس نشود دام بازچين کان جا هميشه باد به دست است دام را در بزم دور يک دو…