دسته: امام خمینی (ره)
-
شب وصل
شبِ وصل یک امشبی که در آغوش ماه تابانم ز هر چه در دو جهان است، روی گردانم بگیر دامن خورشید را دمی، ای صبح که مه نهاده سر خویش را به دامانم هزار ساغر آب حیات خوردم از آن لبان و همچو سکندر هنوز عطشانم خدای را که چه…
-
آفتاب نیمهشب
آفتاب نیمهشب ای خوب رخ که پرده نشینی و بیحجاب ای صدهزار جلوهگر و باز در نقاب ای آفتابِ نیم شب، ای ماهِ نیمروز ای نجم دوربین که نه ماهی، نه آفتاب کیهان طلایه دارت و خورشید سایهات گیسوی حور خیمه ناز تو را طناب جانهای قدسیان همه در حسرتت…
-
جان جهان
جان جهان به تو دل بستم و غیر تو کسی نیست مرا جُز تو ای جان جهان، دادرسی نیست مرا عاشق روی توام، ای گل بی مثل و مثال به خدا، غیر تو هرگز هوسی نیست مرا با تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولی چه توان کرد که بانگ جرسی نیست مرا پرده…