دسته: شعرا
-
بيا و کشتی ما در شط شراب انداز
غزل ۲۶۳ بيا و کشتی ما در شط شراب انداز خروش و ولوله در جان شيخ و شاب انداز مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی که گفتهاند نکويی کن و در آب انداز ز کوی ميکده برگشتهام ز راه خطا مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز بيار زان…
-
حال خونين دلان که گويد باز
غزل ۲۶۲ حال خونين دلان که گويد باز و از فلک خون خم که جويد باز شرمش از چشم می پرستان باد نرگس مست اگر برويد باز جز فلاطون خم نشين شراب سر حکمت به ما که گويد باز هر که چون لاله کاسه گردان شد زين جفا رخ به خون…
-
دوبیتی های شماره ۲۰۱ تا ۲۵۰
دوبیتی شماره 201 دل مو دایم اندر ماتم ته بدل پیوسته بیدرد و غم ته چه پرسی که چرا قدت ببوخم خم قدم از آن پیچ و خم ته دوبیتی شماره 202 بدنیا مو نوینم کام بی ته بدس هرگز نگیرم جام بی ته بلرزم روز و شو چون بید مجنون ندارم یک نفس آرام…